X
تبلیغات
حکومت پهلوی و آئین بهائی - 16-از شهره آغداشلو تا شيرين عبادي
نقش بهائیت در تاسیس و تقویت حکومت پهلوی
برخي بهائيان جوانتر هم در حوزه تئاتر و امور نمايش فعال بودند و از جمله اين افراد مي توان از هوشنگ توزيع نام برد. او متولد تهران است. «توزيع» پس از اين كه تلويزيون تصميم به ايجاد «كارگاه نمايش» WORK SHOP به عنوان مركز تئاترهاي تجربي گرفت و بيژن صفاري را به عنوان سرپرست آن منصوب كرد و عده اي از كارگردانان به اصطلاح آوانگارد براي «كشف شيوه هاي نوين نمايشي» و «پيداكردن راههاي بهتر و متفاوت براي ارتباط با تماشاچي و مخاطب» به اين مركز دعوت شدند، به استخدام اين مركز درآمد.
بودجه عريض و طويل و تشكيلات بي در و پيكر «كارگاه نمايش» موجب شد تا هركس نمايشنامه اي را به دست بگيرد و براي تمرين و اجرا به اين مركز بياورد. با اين همه «كارگاه نمايش» با كمبود بازيگر مواجه بود. يعني هر بازيگري حاضر نمي شد كه مانند موش آزمايشگاهي خود را در اختيار كارگردانان پر ادعاي كارگاه نمايش بگذارد و اسير دست آنان باشد تا مثلاً تجربه اي تازه به دست آيد.
اصولاً متوليان كارگاه نمايش و تلويزيون هم به دنبال كساني بودند كه فاقد تجربه هاي عملي كار تئاتر باشند، تا در عرصه «تئاتر آزمايشگاهي» حرف شنوي كامل از كارگردان داشته باشند.
براين اساس هركسي كه كارش تصويب مي شد، با خودش چندنفر را به كارگاه نمايش مي آورد و در آنجا ترتيب استخدامش را مي داد.
هوشنگ توزيع در زمره چنين افرادي بود كه يكسره از پشت ميز دبيرستان به كارگاه نمايش آمده بود و با آربي آوانسيان(23) و شهرو خردمند و بيژن مفيد(24) و آشورباني پال بابلا(25) كار مي كرد.
هوشنگ توزيع هر روز بعدازظهر به محل كارگاه نمايش مي آمد و يكي دو ساعت تحت نظر خانم شهرو خردمند به نرمش و بدنسازي و «تمركز» و «يوگا» مي پرداخت و يا يك ساعتي هم تحت نظر ايرج انور و آربي آوانسيان يا اسماعيل خلج تمرين فرم هاي تئاتري مي كرد و مي رفت و همراه با ساير دوستان دختر و پسر كه آنها هم مانند او در استخدام كارگاه نمايش بودند، به هرزه گردي در خيابان ها مي پرداختند و يا به «هتل نادري» و «كافه فيروز» و «هتل مرمر» مي رفتند و در جريان همين آمد و رفت ها بود كه هوشنگ توزيع با موادمخدر آشنا شد و به دام اعتياد به هروئين افتاد و در اين راه تا آنجا پيش رفته بود كه غرور و شخصيت خود را پايمال اين بلاي لعنتي ساخته بود.
در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي، خانواده هوشنگ توزيع كه هم به دليل پيشينه سياه و آلودگي شديد فرزندشان به هروئين و هم به سبب پيروي از فرقه بهائيت احساس خطر مي كردند، وي را به آمريكا فرستادند.
هوشنگ توزيع در ابتداي ورود به آمريكا براي تأمين مخارج زندگي اش به كارهاي سياه روي آورد و سرانجام در يكي از فروشگاه هاي زنجيره اي مك دونالد در مقابل ساعتي پنج دلار به عنوان كارگر نظافتچي به كار پرداخت.
كم كم هنرپيشه هاي ديگر و عناصر وابسته ساواك كه به خاطر فعاليت هاي ضدديني سياهشان امكان زندگي در ايران را نداشتند نيز به آمريكا رفتند و اندك اندك لوس آنجلس به مركز تجمع ضدانقلابي هاي فراري از ايران مبدل شد.
با آمدن افراد جديد و هنرپيشه هاي گريخته از ايران، چندين گروه تئاتر و موسيقي شكل گرفت و هوشنگ توزيع هم به همراه افرادي چون پرويز صياد، بيژن مفيد، مرتضي عقيلي، بهمن مفيد، اردوان مفيد و چند تن ديگر گروهي تشكيل دادند و هر چند ماه يك بار همراه آنان به اجراي نمايش هايي به زبان فارسي براي ديگر ايرانيان مقيم لوس آنجلس و گاه ديگر شهرهاي آمريكايي مي پرداختند.
درباره چگونگي ازدواج هوشنگ توزيع، با شهره آغداشلو بايد گفت شهره آغداشلو كه نام اصلي اش شهره وزيري تبار است، همسر سابق آيدين آغداشلو - نقاش و كارشناس ارشد هنري دفتر فرح پهلوي - بود. شهره از اواخر دهه 1340 و اوايل دهه پنجاه به فعاليت هاي هنري روي آورد و با حمايت شوهرش به كارگاه نمايش تلويزيون ملي ايران رفت و در نمايشنامه هايي به كارگرداني آشورباني پال بابلا شركت كرد. پس از آن از رهگذر اعمال نفود شوهرش در چند فيلم كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و همچنين فيلم گزارش ساخته عباس كيارستمي ايفاي نقش كرد و از طريق همين روابط، علي حاتمي او را در فيلم «سوته دلان» به بازي گرفت.
وي كه در انگلستان امكان بازيگري در فيلم يا تئاتر را نداشت، براي گذران زندگي و تأمين مخارج خود در يك فروشگاه لباس زنان به كار پرداخت و مدتي را به اين طريق در انگلستان سپري كرد. وي پس از آن تصميم گرفت تا براي ديدار از دوستاني كه در آمريكا داشت، سفري به اين كشور كند. به همين سبب به لوس آنجلس آمد و لوس آنجلس را محيطي مناسب براي فعاليت هاي هنري اش تشخيص داد، اما چون پناهنده انگلستان بود، اجازه نداشت كه بيشتر از سه ماه در خاك آمريكا بماند. از اين روي با دوستان خود به مشورت پرداخت و سرانجام براي اينكه شهره بتواند در آمريكا سكونت و فعاليت كند، هوشنگ توزيع از او خواستگاري كرد و چون او شهروند و به اصطلاح سيتي زن آمريكا بود، موضوع را به اطلاع دولت آمريكا رساند و دولت آمريكا براساس قوانين آن كشور، براي شهره وزيري تبار ويزاي نامزدي صادر كرد.
به موجب قوانين آمريكايي كساني كه با ويزاي نامزدي وارد آمريكا مي شوند، بايد حداكثر در مدت سه ماه رسماً ازدواج كنند و مدارك آن را به ادارات مربوطه ارائه دهند.
شهره كه شوق اقامت دائم در آمريكا وجودش را انباشته بود، با هوشنگ توزيع ازدواج كرد و به اعتبار اين ازدواج، موفق به دريافت كارت سبز اقامت دوساله و پس از آن اخذ تابعيت آمريكا شد. آن دو اكنون صاحب يك دختر به نام تارا هستند.
شهره آغداشلو در سال 1988 ميلادي در فيلم موهن ميهمانان هتل آستوريا به كارگرداني رضا علامه زاده شركت كرد و مدتي هم در سريال آئينه با مسعود اسداللهي همكاري كرد.
شركت در فيلم خانه اي بر روي ماسه و مه در آمريكا براي شهره آغداشلو شهرت فراواني به ارمغان آورد. اين فيلم كه در تحليل نهايي اثري ضدانقلابي بود، سرگذشت يك افسر ارتش شاهنشاهي در غربت و حضور در آمريكا را نشان مي دهد.
تهيه و نمايش اين فيلم با تبليغات وسيع غرب عليه اسلام انقلابي و ايران همراه بود. همزمان با نمايش اين فيلم در غرب، كانون هاي امپرياليستي و صهيونيستي بر روي پروژه مظلوميت زن ايراني كار مي كردند و هر روز به دروغ تبليغات پرحجمي را عليه ستم جمهوري اسلامي به زنان راه مي انداختند. آنان براي جلب هر چه بيشتر توجه مردم به اين پروژه، در يك زمان شيرين عبادي را به عنوان برنده جايزه صلح نوبل و شهره آغداشلو را به عنوان كانديداي دريافت جايزه اسكار براي فيلم «خانه اي بر روي ماسه و مه» معرفي كردند و اين دو زن را تا مدت ها سوژه روز رسانه هاي خود ساختند.
متأسفانه برخي مطبوعات و رسانه هاي چاپ داخل كشور نيز با مطرح كردن وسيع اين مهره صهيونيست ها، هم زبان با دشمنان قسم خورده اسلام و نظام اسلامي حركت كردند كه از آن جمله مي توان به نشريه «نسيم صبا»(26) به صاحب امتيازي آقاي رسول منتجب نيا - عضو مجمع روحانيون مبارز و قائم مقام «حزب اعتماد ملي» - و روزنامه «باني فيلم»(27) اشاره كرد كه اين خبر را همراه با عكس در صفحه اول خود تيتر كردند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
23- آربي آوانسيان در محله ارامنه اصفهان - جلفا - به دنيا آمد. فن تئاتر را در نزد اساتيد ارمني اين فن آموخت. اولين نمايش خود را در انجمن ايران و آمريكا به روي صحنه آورد. وي با بهره گيري از بورس تحصيلي به خارج از كشور سفر و اقدام به تكميل آموخته هايش درباره تئاتر كرد. با تأسيس تلويزيون ملي ايران به كشور بازگشت. از اولين كارهايي كه به او پيشنهاد شد كارگرداني فيلم شوهر آهو خانم بود، اما به دليل اختلاف با تهيه كننده در حالي كه حدود 30 دقيقه از آن را فيلمبرداري كرده بود، اين كار را رها كرد.
زماني كه رژيم پهلوي در تدارك جشن هنر شيراز مسابقه نمايشنامه نويسي راه انداخته بود و نمايشنامه «پژوهشي ژرف وسترگ و نوين در سنگواره هاي بيست و پنجمين دوره زمين شناسي» نوشته عباس نعلبنديان به دليل به سخره گرفتن ارزش هاي ديني برنده اول آن شناخته شد، آربي آوانسيان مأمور كارگرداني آن شد و اين نمايش را به جشن هنر شيراز برد. در اواسط دهه چهل با كارگاه نمايش به عنوان استاد و كارگردان به اين مركز دعوت شد و چند نمايشنامه ضد اخلاقي از جمله كاليگولا را به روي صحنه آورد. در اين نمايش بازيگران به صورت كاملاً عريان و بدون ستر عورت بر صحنه مي آمدند.
آربي آوانسيان پس از پيروزي انقلاب از ايران رفت و به تابعيت دولت ارمنستان درآمد. او در اوايل دهه هشتاد به ايران بازگشت و با بودجه و اعتباراتي هنگفت دست به كار ايجاد مركز تئاتر ارامنه شد.
24- بيژن مفيد برادر بزرگتر بهمن، اردوان و هنگامه مفيد بود. نام «بيژن مفيد» با اجراي نمايشنامه شهر قصه در اولين جشن هنر شيراز بر زبانها نشست. اين نمايش به دليل توهين شديد به روحانيت و تلاش براي بي اعتبار كردن آنان، برنده جايزه اول جشن هنر شيراز شد و بعد براي آنكه اين نمايش را به ميان مردم ببرند، مدت سه ماه در تالار سنگلج كنوني و مدت 2 سال در تالار انجمن دوشيزگان و بانوان آن را به صورت مرتب و بدون وقفه و تعطيل روي صحنه بردند و افزون بر آن يك سريال چهار قسمتي از اين نمايش تهيه و از تلويزيون پخش كردند و يك فيلم دو ساعته سينمايي هم از آن تهيه كرده و در سينماهاي ايران نمايش دادند.
با تأسيس كارگاه نمايش از سوي تلويزيون ملي ايران، بيژن مفيد به استخدام اين تشكيلات درآمد و چند نمايشنامه به اصطلاح مدرن را در اين محل اجرا كرد. او پس از پيروزي انقلاب به آمريكا رفت و به همراه برادرانش بهمن و اردوان مفيد و علي پورتاش و مرتضي عقيلي چند نمايشنامه را به صحنه برد كه همگي با شكست مالي شديد مواجه شدند. بيژن مفيد بناچار و براي گذران عمر يك گروه سياه بازي ايجاد كرد كه در ميهماني هاي ثروتمندان فراري از ايران برنامه اجرا مي كردند و از اين طريق گذران عمر مي كردند. بيژن مفيد در حالي كه به شدّت آلوده اعتياد بود، چند سال پيش درگذشت.
25 -آشور باني پال بابلا از ايرانيان آشوري بود كه تحصيلات خود را در رشته خداشناسي و الهيات در دانشگاه آمريكايي بيروت به پايان برده و موفق به دريافت درجه دكترا شده بود. او هم در شمار همكاران جشن هنر شيراز بود و نمايشنامه اي مبتذل را براي اين فستيوال آماده كرد. وي با كارگاه نمايش هم همكاري داشت. آشور باني پال بابلا در سال 56 نمايشگاهي از اسافل اعضاي خود و به صورتي كاملاً مستهجن تهيه كرد و در موزه هنرهاي معاصر يا گالري شهر به نمايش گذاشت. اين كار وي آنقدر زشت بود كه مردم بر آن شوريدند و دادستان تهران به ناچار دستور تعطيل آن را صادر كرد.
26- نشريه «نسيم صبا»، مورخه 82.10.20، صفحه اول و آخر كه همراه با چاپ عكس اين هنرپيشه بهايي مسلك در هر دو صفحه بود.
27- روزنامه «باني فيلم»، مورخه 82.9.30، صفحات اول و سوم خود را به معرفي آغداشلو اختصاص داد.
 
+ نوشته شده در  ساعت 16:4  توسط صادق  |